حکومت منطقه چاغی
بسمالله الرحمن الرحیم
حکومت منطقه چاغی
حکومت خاندان لجهای بدوزهی
در منطقه چاغی بلوچستان از قرن سوم هجری
این حکومت در چه منطقهای بوده و تا چند سال ادامه داشته است؟
بر اساس اسناد بهدستآمده، حکومت این خاندان را امیر عبدالشیث فرزند شاهپور که به سلطان فیروزشاه شهرت یافته است، در منطقهی چاغی، واقع در بلوچستان (پاکستان امروزی)، پایهگذاری کرده است.
گرچه جزئیات زیادی در مورد حکومت او در دست نیست، اما چند مورد شواهد موجود است که گستردگی حکومت وی را نشان میدهد:
۱. بخشش زمین به طوایف
در برخی اسناد آمده است که امیر عبدالشیث مناطقی را به طوایف مختلف بخشیده است. این اقدام، علاوه بر نشان دادن سخاوت وی، حاکمیت او را نیز بهطور ضمنی اثبات میکند.
۲. وسعت جغرافیایی حکومت
در اسناد متعدد آمده است که محدودهی حکومت امیر عبدالشیث و افرادی که به آنان زمین داده شده، تا مرزهای میرجاوه، نصرتآباد، چخانسور، خاران و مناطق دیگر امتداد داشته است.
۳. اعزام فرماندهان به سپاه سلطان محمود غزنوی
دو تن از برجستهترین فرماندهان خاندان لجهای به سپاه سلطان محمود غزنوی اعزام شدند و پس از شهادت آنان، این خاندان مورد اعزاز و اکرام قرار گرفت. این احترام ویژه نشاندهنده جایگاه حاکمیتی خاندان بوده؛ زیرا بسیاری دیگر نیز در آن دوران شهید شدند، اما خاندان آنان چنین جایگاهی نیافتند.
رویارویی با تیمور لنگ و شهادت حداقل صد هزار نفر
طبق اسناد موجود، حکومت این خاندان تا دوران تیمور لنگ ادامه داشته است. در زمان رویارویی با لشکر تیمور، همانند بسیاری دیگر از حکومتها، دچار شکست شد. در یکی از اسناد آمده است:
«سلطان تیمور به چاغی حمله کرد و حکومت شیث را گرفت. در جنگ تیمور مغول، یکلکه عرب شهید شدند.»
منظور از این عبارت آن است که تیمور حکومت شیث را شکست داد و در این جنگ، حدود صد هزار نفر عرب به شهادت رسیدند.
نکته: تیمور لنگ از قدرتمندترین فرماندهان تاریخ بود و بسیاری از حکومتهای بزرگ آن دوران را شکست داد. زندگینامه او با عنوان منم تیمور جهانگشا منتشر شده است.
در اینجا این پرسش پیش میآید که:
چرا خاندان لجهای تسلیم نشدند؟
با توجه به قدرت نظامی تیمور، شاید عقلانیت حکم میکرد که به جای نبرد، تسلیم شوند. اما آنچه روشن است، اینکه این خاندان راه شهادت و مقاومت را انتخاب کردند. این امر نشانهی غیرت، شجاعت، مردانگی و آزادگی آنان است؛ صفاتی که همواره مایهی افتخار یک ملت بودهاند.
آیا حکومت پس از تیمور به پایان رسید؟
در اینباره اطلاعات دقیقی در اسناد موجود نیست. اما ظاهراً حکومت آنان تنها تضعیف شده و بهطور کامل از بین نرفته، یا اینکه پس از شکست دوباره احیا شده است. یکی از دلایل این مدعا، حکومت صلاحالدین مشهور به سدوخان، برادر بدوخان، است.
تمام مورخین اتفاقنظر دارند که خاندان وی قرنها حکومت کردهاند. لازم به ذکر است که خاندان سدوزهی نیز قرنها بر بخشهایی از افغانستان حاکم بودهاند. اما اینکه آیا آنان از نسل صلاحالدین مشهور به سدوخان بودهاند یا نه، محل اختلاف است:
برخی آنان را خاندان مستقل میدانند؛
برخی معتقدند بنیانگذار حکومت سدوزهی، که در سال ۱۰۷۸ میلادی (تقریباً ۹۵۰ سال پیش) متولد شده، از نوادگان صلاحالدین بوده و خود را به جدّ خویش نسبت داده است.
به هر حال، چون هدف اصلی ما ثبت و نگارش تاریخ خاندان خودمان است، دربارهی سایر خاندانها پژوهش نکردهایم و باور هر خاندان را محترم میشماریم.
آنچه ما از اجداد خود شنیدهایم این است که:
> «خاندان سدوزهی از نسل صلاحالدین هستند، همانگونه که خاندان لجهای بدوزهی از نسل برهانالدین هستند.»
اما همانطور که بارها گفتهایم، نقل قول از اجداد بهتنهایی کافی نیست و باید همراه سند و مدرک معتبر باشد.
سایر دلایل اثبات حاکمیت خاندان لجهای بدوزهی
۴. ثبت سلسلهنسب در دربار شاهان
سلسلهنسب این خاندان توسط حکومتها نوشته شده است. بهویژه، سلسلهنسب میرحسن، آخرین شخصیت برجسته این خاندان، در زمان شاه شجاع به ثبت رسیده است. ثبت نسبنامه در دربار، گواه روشنی بر جایگاه ممتاز این خاندان است؛ چراکه بسیاری دیگر از خاندانها چنین جایگاهی نداشتند.
۵. مالکیت زمینهای منطقه
این خاندان هنوز نیز در همان منطقه سکونت دارند و بسیاری از زمینهای آنجا در اختیارشان است؛ گرچه بخشی از زمینها توسط اجدادشان به دیگران بخشیده یا واگذار شدهاند.
۶. احکام رسمی و عرفی درباره مالکیت زمین
در هر دورهای از زمان، چه در دربار شاهان و چه از طریق ریشسفیدی و میانجیگریهای مردمی، احکامی در رابطه با زمینها صادر شده که اکثراً به نفع خاندان لجهای بدوزهی بودهاند.
(شرح این فیصلهها و احکام در ادامه توسط برادران پاکستانی تکمیل خواهد شد...)
تاریخچه و حکومت خاندان لجهای بدوزهی
واگذاری زمینها توسط امیر عبدالشیث به برخی افراد
اسناد زیادی وجود دارد که نشان میدهد امیر عبدالشیث از سخاوت زیادی برخوردار بوده و زمینهای بسیار وسیعی، که با وجود گذشت هزار سال همچنان از حاصلخیزترین اراضی منطقه محسوب میشوند، به برخی اقوام بخشیده است. از جمله اقوامی که در این اسناد به آنها اشاره شده، عبارتاند از:
۱. سید بلانوش
در این باره اسناد معتبری وجود دارد که برخی از عبارات آنها به شرح زیر است:
1. میرانزهی و مومدزی، سید بلانوش را از کچ آوردند.
2. سید بلانوش بن ملک ارقم بن عمر بن سلطان قطبالدین، حاکم کچ و از اولاد حمزه است و میراث شیث به دست اوست.
3. مالیه چاگای را سید بلانوش، والی خراسان، پاسخ داده و ملک، متعلق به مالک لجهی بدوزهی بوده است.
انگیزه بخشش
انگیزه اصلی این بخشش روشن نیست. مشخص نیست چرا و به چه دلیلی این اقدام صورت گرفته است، چراکه سید بلانوش خود حاکم خراسان بوده است. البته ممکن است این اقدام برای تقویت حکومت یا به دلیل خویشاوندی نزدیک میان امیر عبدالشیث و سید بلانوش انجام گرفته باشد، زیرا همانطور که پیشتر گفته شد، نسب خاندان لجهای بدوزهی پس از سه تا چهار نسل با نسب سید بلانوش به هم میرسد.
سایر طوایف دریافتکننده زمین
2. نارویی
3. دوکوهگی
4. ماندایی
5. شیزهی
6. شیکهیری
طبق اسناد معتبر، مناطق زیر به طوایف مختلف از سوی خاندان لجهای بدوزهی واگذار شدهاند:
رهوتک، راجه گدهر، ماشکیل، کوه گیلی بندران غرب، رباط ملک سیاه، دزآب، نصرتآباد، چاهرنگی، احمد، میرجاوا، لادز، تالاپ، تفتان، کوه گیلی بندران شرق، حد دشتگی، گزنلی، کوه صفیار، دوسی، کاریز، مینان، درگراست، که همگی میراث خاندان لجهای بدوزهی و اولاد میانحیتخان است.
یک قطعه زمین از کوه مارتا گربازگی به طایفه ماندایی بخشیده شد.
از النگ تا ریگ مورجین، مومدزی؛ هوگ تا دالدان، به دوکوهگی؛ مددان تا بوتگ، به ناروهی؛ زمینهای منطقه لجهی به شیث واگذار شد.
بازیز تا بورو به شیزهی و شیکهیری که مجاوران سید بلانوش بودند واگذار گردید. ثمران گون متعلق به شیزهی است و ملک، در مالکیت لجهی بدوزهی بوده است.
نکته:
لازم به ذکر است اسناد موجود مربوط به حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ و حتی برخی بیش از ۲۰۰ سال پیش هستند. این اسناد معمولاً بازنویسی مطالبی هستند که در اسناد قدیمیتر ذکر شدهاند و به همین دلیل، نام مکانهایی که در آنها آمده، همان نامهای محلی و رایج در آن زمان است. احتمال دارد که در اسناد اصلی، نام مکانها متفاوت بوده باشند.
انگیزه بخشش به طوایف مذکور
در مورد انگیزه این بخششها نیز دو احتمال وجود دارد:
1. برای تقویت و تثبیت حکومت؛
2. به دلیل ارتباطات خویشاوندی، زیرا همانطور که قبلاً گفته شد، در مورد طایفه نارویی، نسبت لاهیجی ذکر شده است. این احتمال وجود دارد که اجداد آنها همراه با اجداد امیر عبدالشیث از لاهیجان مهاجرت کرده باشند.
آیا غیر از امیر عبدالشیث، دیگر افراد خاندان نیز زمینهایی را واگذار کردهاند؟
همانطور که پیشتر بیان شد، امیر عبدالشیث به دلایلی که دقیقاً مشخص نیست، بخشهایی از زمینها را واگذار کرده است. اما درباره دیگر شخصیتهای این خاندان، مانند میانحیاتخان و فرزندان بدوخان، سندی مبنی بر واگذاری زمین در دست نیست.
البته در نسلهای اخیر، طبق برخی اسناد، از زمان فرزند ارشد میرحسین (یعنی سردار بجارخان) و حتی نسلهای بعدی، واگذاریهایی صورت گرفته است که بعدها باعث بروز مشکلات و اختلافات بزرگ و پیچیدهای شد. در اینباره اسنادی وجود دارد از جمله:
1. اقرارنامه جم اراضیات امانت به دست سردار ریدلخان بادینی، جلسه ریشسفیدی در تاریخ ۱۳۸۰ هجری قمری.
2. موضوع: امانت گذاشتن بخشی از زمینها توسط سردار بجارخان فرزند میرحسین، به دست سردار میرشکر و سردار ... کرمزهی، به زبان اردو.
در این اسناد، به حضور سردار علیخان، تاجمحمدخان فرزند بهادر شکرخان جمالدینی اشاره شده و آمده است:
مطابق گفته خان بهادر شکرخان، در جنگ با سلطان دوستین نوشیروانی و سخی میر زرّک زهری، سردار بجارخان به همراه هفتاد خانوار از چاغی گریخته و به سردار جهانبیگخان سنجرانی پناه برد. سپس سردار بجارخان در منطقه نوشکی، جاهایی را بدون تعیین مدت، به سردار میرشکر و سردار کرمزهی امانت داد، بهگونهای که هرگاه خود یا فرزندانش بازگردند، زمینها باید به ایشان بازگردانده شود."
تنشهای بعدی
امروزه در میان خاندان جمالدینی و خاندان لجهای بدوزهی اختلافی در زمینه زمینها وجود ندارد. با این حال، در رابطه با طوایف دیگر، بهویژه خاندان سنجرانی، اختلافاتی مشاهده میشود. به گفته ساکنان منطقه چاغی، این اختلافات سابقهای بیش از صد ساله دارند. ممکن است این اختلافات به دوران فرزندان میر علاءالدین لجهای که به نرماشیر مهاجرت کردهاند بازگردد، یا شاید ریشه در زمان سردار بجارخان و برادرانش داشته باشد.
بههرحال، سندی وجود دارد مبنی بر اینکه در سال ۱۹۱۸ میلادی (حدود ۱۰۶ سال پیش)، دادگاهی با حضور ۷۲ سردار از مناطق مختلف بلوچستان برگزار شد. در این دادگاه، زمانی که خاندان لجهای بدوزهی ادعای مالکیت زمینها را مطرح کردند، قاضی اجازه داد اسناد موجود در خان قلات بررسی شود. نتیجه جستوجو، ارائه سندی از دوران محمود غزنوی بود که در آن واگذاری زمینها به خاندان برهانالدین مشهور به بدو قید شده بود. همچنین اسناد دیگری نیز ارائه شد و در نهایت، رأی دادگاه به نفع خاندان لجهای بدوزهی صادر گردید.
نتیجهگیری
با کمال تأسف، آنچه مشاهده میشود این است که اختلافات و درگیریها بر سر زمینها همچنان ادامه دارد و هنوز به نتیجهای قطعی و نهایی نرسیده است.
Comments
Post a Comment